خبرهای ویژه

» سیاسی » سیده معصومه علوی استاد دانشگاه و مدیر موسسه روان شناسی رهیافت:بحران مدیریت موجب بی اعتمادی مردم به جامعه شده است.

تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۱/۱۷ - ۱۴:۲۴

 کد خبر: 12667

سیده معصومه علوی استاد دانشگاه و مدیر موسسه روان شناسی رهیافت:بحران مدیریت موجب بی اعتمادی مردم به جامعه شده است.

سیستم اداری و مدیریتی هر کشوری بدون تردید پایه و مبنای تحرک توسعه اعضای آن جامعه می باشد که لازمه ی تحقق و عملیاتی شدن آن برنامه ریزی سیاست گذاری راهبردی در راستای پیشرفت و گسترش ظرفیت های بالقوه جامعه در بخش های گوناگون می باشد در همین راستا یکی از مشکلات پیش رو جامعه کنونی ضعف ساختاری و مدیریت اجرایی می باشد به همین منظور به سراغ سیده معصومه علوی رییس اسبق دانشکده فنی حرفه ای قدسیه استاد دانشگاه و مدیر موسسه روان شناسی رهیافت که یکی از بانوان صاحب نظر در حوزه ی اجتماعی می باشد رفته ایم که به شرح ذیل می خوانید : از نظر شما عمده ترین مشکل پیش رو کشور چیست؟ سال نو با غم اتفاقات پیش آمده عجین شده و در کنار مسائل موجود کشور مثل بیکاری، گرانی و... قد علم کرده. است که بی شک ایرانیان هیچگاه این خاطره غمگین را از یاد نخواهند برد. اقتصاد و معیشت مردم در گل و باران سیلاب جای مانده و از طرفي در بمباران اقتصادی دشمن دچار به هم ریختگی شده است اما نمی‌شود دست روی دست گذاشت و تسلیم شد. ارزیابی شما از اصطلاح بحران مدیریت چیست؟ ما تاکنون بحرانهای مختلفی را تجربه کرده ایم و هریک از ما، به عنوان یک ایرانی آن را تجزیه و تحلیل نمودیم. بحران زیست محیطی، بحران خشکسالی ،بحران کمبود منابع طبیعی ، بحران کم آبی، آلودگی هوا، افزایش جمعیت، کاهش جمعیت جوانان ، مدیریت بحران و.... ولی کمتر پیش می آید که بگوئیم بحران مدیریت. بحران صداقت و راستی آزمایی در کار و عمل. به نظر من آنچه بحران است، بحران مدیریت می باشد لذا وقتی به مجادلات و رسوایی های موجود نگاه میکنیم که در حوزه عمومی کشور راه افتاده است، میبینیم که همه مشکلات ما از تحریم ها نیست.نظام بهم ریخته ی اقتصادی ما تنها ناشی از تحریم ها نیست بخش اعظم آن معلول آمیزه ای از باورهای کاذب در راستای روش و شبوه کار بازار و فریب کاری هایی است که برخی از دست اندرکاران و مسئولان داشته‌اند. آنقدر این بخش، تخریب کنندگی داشته که مردم نسبت به مفهوم صدق تردید پیدا کرده اند. برای حل این معضل، قشر تحصیلکرده و روشنفکر جامعه چه نقشی دارند؟ به نظر می رسد تردیدهایی به حوزه روشنگری و مذهبی هم نفوذ کرده و خیلی از افراد تحصیل کرده و به ظاهر مذهبیون،هم گرفتار آن شده اند. (من به آنها به ظاهر مذهبی می گویم. چون آنها هنوز به این باو، نرسیده اند که برای رسیدن به خدا باید در میان خلق رفت. حتی همین قشر روزنامه‌نگاران و خبرگزاری‌ها گاهی برخی از آنان دچار کژ رفتاری می شوند و این شاید بخاطر این باشد که رفتارهای پوپوليستي و سیاسی گری در جامعه ما سر به جولان گذاشته است و اینکه مردم تا چه اندازه مظلوم واقع میشوند. چرا عدم صدق?! چرا ناراستی?! این حقیقتی بسیار مهم در عین حال بسیار ساده است که افراد جامعه می توانند در باره اینکه چه چیزی مطبوع و چه چیزی نامطبوع است، به درجه قابل ملاحظه‌ای از توافق برسند. آیا اساسا واژه محرومیت در کشور وجود دارد؟ همه می دانند که محرومیت از غذا آب یا آزادی، حرکت نامطلوبی است اینها چیزهایی است که ما آنها را جزو حقوق بشریت به حساب می آوریم و این را می دانیم که افراد نمی خواهند از این حقوق محروم باشند این ساده است خیلی ساده ولی چرا این حقوق به خطر می افتد? چرا این.حقوق از جانب برخی از ما رعایت نمیشود. چرا برخی نمیتوانند در جای خود باشند از صراحت درست بودن حقوق طفره می روند?! جایگاه آموزش و پرورش را در مدیریت اجرایی کشور چطور ارزیابی می کنید؟ پرواضح است که جایگاه آموزش و پرورش در این میان بسیار اهمیت دارد. اگر به بچه ها یاد بدهیم که چیزهای مطلوب و مطبوع از چیزهای نامطبوع مطبوع ترند؛ و اگر در اين باره با مردم (بخش اعظم، والدین) به توافق برسیم، آنگاه می توانیم به کودکان مان آموزش دهیم که برای منصف بودن، چند صباحی، خود را جای دیگران.قرار دهند. کاري که بدون آموزش قادر به انجام آن نباشند. مثلا در کشور ما هیچگاه درد معلول بودن را تمرین نمیکنند یا سعی در درک آن نداریم. در کشور ژاپن ، هر دانش آموز در یک روز از سال تحصیلی بطور کامل بر روی ویلچر می نشیند و یک روز معلول را با تمام مشکلات آن درک می کند. به همین ترتیب ، بقیه موضوعات اخلاقی. این مسائل در جای خود قابل بررسی است. نگاه تحلیلی شما از مدیریت کلان علی الخصوص اقتصادی چیست؟ در نگاه تحلیل گرانه دو بحران مدیریت و بحران اقتصادی خودبخود منجر به بحران فرهنگی میشود. بحران فرهنگی نیز، ناهنجاری ها را در پی دارد.زیرا برای رفع مسائل اقتصادی افراد دست به اقدامات و فعالیتهای غیر اخلاقی میزنند. و منظور از آن، هرگونه اجحافي که در حق دیگران قائل شدن است. در این حالات از جامعه دیگر علم اندوزی و بکارگیری آن در بخش‌های مختلف زندگی معنای ا صلی خود را از دست می دهد. برای اینکه مردم سرگرم راههای مختلف کسب درآمد بیشتر و سریع تري هستند.در اینگونه شرایط، کمتر نسبت به هم احساس مسئولیت می کنند، احترام به قانون کم رنگ می شود و برای کشیدن گلیم خود از آب، حاضرند از حق افراد جامعه بگذرند. انتصابات مدیریتی را تا چه اندازه در بحران های جامعه موثر می دانید؟ انتصاب مدیران ضعیف و کم تجربه به مناصب بالاتر که به تعبیری تصمیماتی خلق الساعه و بدون پشتوانه رزومه قوی می باشد، بحران خشکسالی و بحرانهای دیگر، چالش اقتصادی علیرغم افزایش درآمد کلان نفتی، اینها همه ناشی از ضعف مدیران در حوزه کاری خود و يا انتصاب قبیله ای و سلیقه ای است. به نوعی برخی مدیران یا تجربه کافی ندارند و یا اگر هم دارند، در حد بخش های کلان سازمان و وزارت نیستند. ولی به لحاظ سیاستهایی، منتصب می شوند. در یک نگاه، حکایت مسئولان و مدیران ما مصداق آن حکایت هست که همه بر روی یک عرشه ی کشتی در دریایی طوفانی ک گرفتار آن شده ایم و به جای جستجوی راه حل درست برای رویارویی، هر کدام به فکر ساختن قایقی شخصی با کندن تکه هایی از کشتی محموله خود هستیم. این شکل مدیریتي هم اکنون در برخي مدیریت های میانی وجود دارد.افراد به جهت لیاقت شان و به سبب تخصص و علم گمارده نمی شوند. بلکه بر اساس قرارومدارهاي سیاسی و اقتصادی و... چينش شده اند. چنانچه هر کسی در جایگاه خودش با مدیریت صحیح و تصمیم گیری ها و عملکرد درست، آنچه ما آن را کارایی و اثربخش می نامیم، و مدتهای مدید فقط آن را طوطی وار تکرار میکنیم؛ قرار گیرد؛ می توان رفاه نسبی را در جامعه میسر دانست.


برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.


دسته بندی : سیاسی
ارسال دیدگاه